
هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانیکه ببرد رخت ما را همه دزد شب نهانیبزن آب سرد بر رو بجه و بکن علالاکه ز خوابناکی تو همه سود شد زیانیکه چراغ دزد باشد شب و خواب پاسبانانبه دمی چراغشان را ز چه رو نمینشانیبگذار کاهلی را چو ستاره شبروی کنز زمینیان چه ترسی که سوار آسمانیدو سه عوعو سگانه نزند ره سوارانچه برد ز شیر شرزه سگ و گاو کاهدانیسگ خشم و گاو شهوت چه زنند پیش شیریکه به بیشه حقایق بدرد صف عیانینه دو قطره آب بودی که سفینهای و نوحیبه میان موج طوفان چپ و راست میدوانیچو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهتبه فلک رسد کلاهت که سر همه سرانیچه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشدسفر درشت گردد چو بهشت جاودانیتو مگو که ارمغانی چه برم پی نشانیکه بس است مهر و مه را رخ خویش ارمغانیتو اگر روی و گر نی بدود سعادت توهمه کا...
ادامه مطلب
نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان داردچه خواهش ها درین خاموشیِ گویاست نشنیدی؟تو هم چیزی بگو چشم و دلت گوش و زبان داردبیا تا آنچه از دل می رسد بر دیده بنشانیمزبانبازی به حرف و صوت معنی را زیان داردچو هم پرواز'>پرواز خورشیدی مکن از سوختن پرواکه جفت جان ما در باغ آتش آشیان داردالا ای آتشین پیکر! برآی از خاک و خاکسترخوشا آن مرغ بالاپر که بال کهکشان داردزمان فرسود دیدم هرچه از عهد ازل دیدمزهی این عشق عاشق کش که عهد بی زمان داردببین داس بلا ای دل مشو زین داستان غافلکه دست غارت باغ است و قصد ارغوان دارددرونها شرحه شرحه ست از دم و داغ جداییهابیا از بانگ نی بشنو که شرحی خون فشان دارددهان (سایه) میبندند و باز از عشوهٔ عشقتخروش جان او آوازه در گوش جهان دارد#امیر_...
ادامه مطلب
1)تنهاییکلید خانه را داردهر وقت نیستیبه سراغم می آید. 2) دلتنگی شبیه تو نیستگاه و بیگاه در میزندهر جا دلش خواست مینشیندو با حسادت عجیبیدرباره تو حرف میزند...3) پرندگان از این دشت رفته اندتنها یکی ماندهخیال تو! 4) مرا «دنیا» صدا کن!در منهزار تولد ناتمام استبی شمارراه نرفته ...5) و خداوندبرا...
ادامه مطلب
بگو چرا بنویسم به دفتری که ندارمهنوز هم غزل از حال بهتری که، ندارم غم آنچنان نفسم را گرفتهاست که اینکامید بستهام اما، به ساغری که ندارم دلم هوای تو دارد ولی چگونه ببندمهزار نامه به پای کبوتری که، ندارم؟ به رغم آن که نبودی،, همیشه, پایِ تو ماندم,که سخت مؤمنم اما، به باوری که ندارم اگرچه بافتنی نیست راه ِتا تو رسیدنبه جز خیال، ولی کار ِدیگری که ندارم شبیه ابر بهاری، دلم عجیب گرفتهکجاست شانه ی امن ِبرادری که ندارم؟ #سجاد_رشیدی_پور...
ادامه مطلب
یه مدت نت رایگان داشتم. هر چی نرم افزار داشتم آپدیت کردم. یه 36 تا فیلم هم دانلود نمودم! حالا فکر کردم چنتا از اون فیلما که خوب بوه رو اینجا معرفی کنم. چون زیاد اهل فیلم دیدن نیستم شاید خیلیاشونو شما دیده باشین.فیلم ها رو به ترتیب زیبایی (از نظر خودم) قرار دادم.برای مشخصات بیشتر روشون کلیک کنید: The Last Samurai 2003 (آخرین سامورایی - بارها پخش شده)7.8 ...
ادامه مطلب
گر تو از من دل نمی کندی جهانم این نبودیا اگر بود انتهای داستانم این نبودابرهای تیره چشم انداز صبح من شده استآفتابم مانده بودی، آسمانم این نبودرنگ و بوی گل مرا از فکر فردا دور کردکاج اگر می کاشتم شاید خزانم این نبوددر غمت می سوزم و تنها صبوری می کنمکاش در دنیا خدایا امتحانم این نبود"دل بریدن گاه تنها راه عاشق ماندن است"بی وفا پیش از تو حرف "دوستانم" این...
ادامه مطلب
اینجاهمین جانزدیک همین تنفس بى خوابتو راطـورى نزدیک به لمسِ هـوا حس مى کنمکه گنجشک تشنه، عطـرِ باران را#سیدعلی_صالحی...
ادامه مطلب
نامت رابه تمام پرنده ها یاد داده امبه آسمانبه ابرهاو به شعرهایم دفترم را باز کنهر شعری پرواز بلد نباشدمال من نیست... #رضوان_ابوترابی...
ادامه مطلب
گاهی که نههمیشهبه چیزی بیشتر از شنیدندوستت دارم محتاجم...!به چیزی شبیهآسوده چشم باز کنهنوز هستم... #هستی_دارایی...
ادامه مطلب
من که کاری به کار کسی نداشتم !انتهای خیابان پاییـزنشسته بودمشعرم را مینوشتماز راه که رسیدی ..اصلا مشخص بودبا قصد و غرض آمدهایحالا خوب شد؟عاشقت شدم …راحت شدی …؟ چیز زیادی از او نمیخواستمگفتم همین قدر بمان که یک خاطره ی کوچک بسازیم،بعد برو...عجله داشت انگار!ساعتش را نگاهی کرد و گفت...خب،بگو خاطره ا...
ادامه مطلب
آدم هیچوقت نمی تونه اونی رو که اولین بار دوسش داشته، اونی رو که اولین بار مث نفس شده براش فراموش کنهولی دیگه برات نفس نمیشه، عشق نمیشه.یه زخم کهنه میشه که هیچوقت فراموش نمیشهفقط کنار میایفقط قانع می کنی خودت روفقط لبخند دردناکی می زنی و از خدا می خوای کنار بیایاصلا فراموش کردن معنی نمیده، چی رو فرام...
ادامه مطلب
رک بگویم ،پیش چشمت اهل مِن مِن نیستمظاهرت را دوست دارم ، فکر باطن نیستمهرچه می آیم به سمتت دورتر می ایستیپاره کن تسبیح بسم الله را ، جن نیستمروسری را پیش من بالا و پایین کم ببرآنقَدَر ها هم که می گویند مومن نیستمسختم ، اما ساده می افتم به لطف بوسه اتاتفاقم ، گرچه از دید تو ممکن نیستمباد وقتی می وزد از لای موی درهمتابر سرگردانم و در خویش ساکن نیستمرک بگویم ، دوستت دارم ، بدون پیش و پسپیش خط چشمهایت اهل مِن مِن نیستم#میثم_داوودی ...
ادامه مطلب
دلگیرم و دلتنگم و دل سرد و دل آشوبفرمانده ی شرمنده ی یک لشگر مغلوب..فرعون به گل مانده ی افسانه ی نیلمهر بار شود گوشه ی چشمان تو مرطوبتا اینکه بفهمیم که از ماست که بر ماستهیزم شکن دهر تبر ساخته از چوباز دست دلم شاکیم ای عشق تو داورمن تن به مدارا بدهم یا که به سرکوبدل زنده به عشق تو ام اما به چه صورتمانند مسیحی که به نا حق شده مصلوب#امیر_سهرابی ...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
رفتن ما اتفاق ناگوار کوچکی ستبازمی گردیم روزی، روزگار کوچکی ستمی گذاری گاه دور از تو جهان را حس کنملطف یا قهر است این؟! دورم حصار کوچکی ستبا مرور دوستی هایم به من اثبات شدهر که جز تو دوستم شد، دوستدار کوچکی ستدر تو من دنبال چیزی ماورای شهرتمشاعرت بودن برایم افتخار کوچکی ستمن برای عشق می میرم، برای ش...
ادامه مطلب
شاید باید یکبار هم که شده این حس را تجربه کنی؛اینکه برای کسی که برایت مهم است مهم نباشی !قطعا اول باور نمی کنی؛ به دنبال دلایلی میگردی که اثبات کنی برایش مهم هستی!وقتی برای قانع کردن خودت چیز خاصی پیدا نمی کنی یک تلخی ناجور پس زمینه لحظه هایت میشود و بعد از آن تقلایی بیهوده!تقلاهای بیهوده هم که به ج...
ادامه مطلب
خداوندا به من بفهمان؛که من لیاقت آنکه برای بندگانت، لیاقت تعیین کنم را ندارم!پس من به اندازه آنچه که تو میپسندی، خوب هستم و به اندازه آنچه که تو دوست داری، بزرگوارانه رفتار خواهم کرد!نه به اندازه لیاقت موهوم و خیالی ای که از بندگانت در ذهن ساخته ام!خداوندا به من بفهمان؛هر عملی از جانب بندگانت، می تو...
ادامه مطلب
من خودم را در معرض چیز وحشتناکی به اسم صندلیهای موسیقایی قرار دادم، یک بازی بیمروت دیگر. یک صندلی کم است و وقتی موسیقی قطع میشود باید بدوی تا بتوانی بنشینی. درسهای زندگی در مهمانی بچهها تمامی ندارند. عربدهی موسیقی بلند است. نمیدانی کی قرار است قطع شود. تمام مدتِ بازی دلهره داری و فشار غیرقابل ...
ادامه مطلب
نه تو را از مننه مرا ز تو می توان گرفتمگر می شود بوی عطر را از گل گرفت؟مگر می شود طراوت را از باران گرفت؟اگر هم بشود، دیگر هیچ کدام تعریف نخواهند شدگل را با عطرش می شناسند و باران را با طراوتش ...و من را با تومگر جز تو، کس دیگری مقصد و مقصود رازهای م...
ادامه مطلب
دیگه برام مهم نیست این وسط مقصر کیه. دنبال مقصر گشتن از اول هم اشتباه بود. بدون شک کسی این وسط بی تقصیر نیست. فقط میمونه اینکه تقصیر کی بیشتر بود. که اون هم به دلیل اینکه نمیتونم همه مسائل رو بدونم، پس نمیتونم در این مورد هم چیز قابل قبول و عادلانه ای بگم. این مسئله دیگه برام حائز اهمیت نیست. فقط دلم میخواد این حال جهنمی تموم بشه. خسته شدم. عشق و دوست داشتن، حال جهنمی نیست. دردناکه بخصوص وقتی نب...
ادامه مطلب