خرید بک لینک

ای هستترین هستیِ رویایِ محالم
ای خاصترین اشارهیِ مِثل و مثالم

ای نازترین دستِ نوازشگر دستم
جادویِ فریبندهیِ افسانهیِ حالم

کافی است تبسّمی ببینم به لبانت
تا کَر کنم از قهقهام گوش دو عالم

لبخند زدی شکفته از گل گل شوقم
دیوانهیِ افسونِ رخِ غرقِ کمالم

مجذوبِ لبِ گَزیدهدندانِ پر از حرف
لب میگَزم از هجومِ افکار و خیالم

دیریاست که کُنجِ دلم اسرار نهفته
1 1 به لب 1 1

چندیاست تو سردی، کِسِلَم، بیرمقم، سرد مزاجم
این عارضه سینهام فشرده تا بطنِ طحالم

تردید که کردی "بروی یا نروی" آخرِ خط بود
مکثی که نشانده به خیالاتِ زوالم

خالید علی پناه

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1402 ساعت: 13:47

صفحه بندی