پرچم عشق همین گوشه پیراهن توست

متن مرتبط با «مبادا در جهان دلتنگ رویی» در سایت پرچم عشق همین گوشه پیراهن توست نوشته شده است

جان تا گشود چشم، تو را دید در نظر

  • نیلوبلاگ

     آیا شود به گوشهٔ چشمی نظر کنی؟ تیرت به جان، جهان مرا زیر و بر کنی؟جان تا گشود چشم، تو را دید در نظرای آنکه مهر و رویِ نظر بر دگر کنیبر عهدخویش با تو به جان عهد بسته ام آیا روا بوَد تو ز عهدت عبر کنی؟تا کی به دام حلقهٔ زلفت اسیر درد؟ گفتی صبور، چرا درد بیشتر کنی؟هرگز ندیده ام به هوایت دمی وفالکن به صد جفا دل ما را سقر کنیچون نی به جوش، ناله ز جان می کنم که کی؟ما را نظر به ناله و آه سحر کنی؟از بذر عشق روی تو شد بوستان جهان جان را تو با تبسّم سِحری قمر کنی برقِ جنونِ عشقِ تو آتش کشد به دلبا شعله های شوق، گلستان شرر کنیگوهر ز موج بحر بجویند زاهدانیک دم برون ز پرده، جهان را گهر کنیبر نقطهٔ دلم چو تو پرگار پر فروغجان را به صد شعاعِ غم و درد زر کنیای سایهٔ همای، بتابا...

    ادامه مطلب
  • هنر در فاصله هاست

  • نیلوبلاگ

    خوبِ من، هنر در فاصله هاست...زیاد نزدیک به هم می سوزیم و زیاد دور از هم یخ می زنیم.تو، نباید آن کسی باشی که من می خواهمو من نباید آنکسی باشم که تو می خواهی!کسی که تو از من می خواهی بسازییا کمبودهایت هستند یا آرزوهایتمن باید بهترین خودم باشم برای توو تو باید بهترین خودت باشی و بشوی برای منخوب ِ من، هنرِ عشق در پیوند تفاوت هاستو معجزه اش نادیده گرفتن کمبودها...تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوندکه، ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنتاندازه می گیری!حساب و کتاب می کنی!مقایسه می کنی!و خدا نکند حساب و کتابت برسدبه آنجا که زیادتر دوستش داشته ایکه زیادتر گذشته ایکه زیادتر بخشیده ایبه قدر یک ذرهیک ثانیه حتی!درست از همانجاست که توقع آغاز می شودو توقع آغاز همه ی رنج هاستزندگی ست دیگر...همیشه ...

    ادامه مطلب
  • و سخن تنها دریچه قلب توست به روی من!

  • نیلوبلاگ

    گاهی چشمه احساست میخشکدو تو نمیدانی تا کجاها نابودی ریشه دواندهگاهی غرق می شوی در دنیای تردیدها و سوالها و نشدن هااحساس میکنی راه چاره ای نیست. فریادرسی نیستاما یکدفعه نوری بیرون می زندچشمه ای می جوشدکه سالهاست خشکیدهنسیم که شروع به وزیدن کنددر بیشه زار رازهاخوشه های گندم را خواهی دیدکه سر تا به سر دشتصدای خش خش خود را می افشانندو گندمکاران را خواهی دیدکه داس را بر شانه های خود گذاشته اندپروانه ها خوشه ها را یکی پس از دیگری می بوسندخورشید با وقار و تحسین خوشه های طلایی را می نگردو آسیابان پیرکه آسیاب کهنه اش را دوباره برپا میکندو کودکان را که شبها خواب نان گرم و تازه را می بینندو پرندگان که منتظر سخاوت دستان کشاورزانندهمه اینها را یک دانه گندم آغاز کرددانه ای که سرمای زمین و زمان را دیدو در ...

    ادامه مطلب
  • و روزی غرق خواهی شد در این راه پر از تسلیم!

  • نیلوبلاگ

    آدما معمولا فکر میکنن که نقاط عطف زندگیشون اونجاهاییه که تصمیم های سرنوشت ساز میگیرن. فکر میکنن اونجاهایی که بین یه دو راهی مهم قرار میگیرن، تصمیمی که گرفته میشه، خیلی مهمه و بود و نبود زندگیشون به اون تصمیم بستگی داره و خیلی دقت میکنن تا درست انتخاب کنن. اما غافل از اینکه اینجوری نیست!تصمیم های سرنوشت ساز رو همون موقعی میگیریم، که اصلا برامون مهم نیست. همون موقعی که دو راهی رو حس نمیکنیم یا نمیبینیم. همون لحظاتی که به سادگی از کنارشون عبور میکنیم. بعد خودمون رو گول می زنیم و فکر میکنیم اینجا جای تصمیم گرفتن نیست. چون تصمیم رو نمیبینیم!همون موقعی که باید گوشی رو بزاری کنار و روی پروژه ات تمرکز کنی. همون موقعی که باید شیرینی دومت رو نخوری و به فکر قند خون و اضافه وزنت باشی. همون موقعی که باشگ...

    ادامه مطلب
  • در کار جنون لیکن، مشهور بیابانم

  • نیلوبلاگ

    من هیچ نمی دانم، من هیچ نمی خوانمغیر از تو نمی خوانم، غیر از تو نمی دانمبشناسدم أر گلبن، بلبل که خیال توگل ریخته تا دامن، از چاک گریبانمبا یاد تو در صحرا، درد دل خود گفتماز عشق تو ای جانم با سنگ و خس ای جانماین سکته ی شعر من، عمدی ست که می دانمآری سخن از عشق است، بیدل من نالانمگر پرده فرو افتد، پندار نخواهد ماندچون روز همه بینند در بندم و بریانم در فن هنر هر چند، گمنام ده و شهرمدر کار جنون لیکن، مشهور بیابانمای سرو گل اندامم، ای رایحه ی جانمگفتم که به کوی تو دلباخته می مانمهر دم به سرم دارم تا وصف تو را گویموصف تو چه سان ای جان؟ وین ذهن پریشانم! وصف تو به سر پختن، هرگز نتوان گفتن!وصف تو ز دل باید، هم سینه ی سوزانمهر بیت غزل یکسو، افتاد «خراباتی»بنگر دل شیدا را، اشک و لب خندانم محمدکریم نقده ...

    ادامه مطلب
  • آنقدر داغ به جانم که دماوند منم

  • نیلوبلاگ

    به خودم آمدم انگار تویی در من بوداین کمی بیشتر از دل به کسی بستن بودآن به هر لحظه تبدار تو پیوند منمآنقدر داغ به جانم که دماوند منمو زمینی که قسم خورد شکستم بدهدو زمان چنبره زد کار به دستم بدهدمن تو را دیدم و آرام به خاک افتادمو از آن روز که در بند توام آزادمبی تو بی کار و کسم، وسعت پشتم خالیستگل تو باشی، من مفلوک دو مشتم خالیستتو نباشی من از اعماق غرورم دورمزیر بی رحم ترین زاویه ساطورم#علیرضا_آذر #امیرعباس_گلاب #بمب_جنونقطعه ای از شعر #تومور2دانلود پوستر با کیفیت اصلی | دانلود پوستر سایز استوری با کیفیت اصلیاین شعر رو امیر عباس گلاب با همراهی علیرضا آذر به صورت یه موزیک هم خوندن که در پایین میتونید موزیک ویدئوی اون رو هم ببینید: بخوانید...

    ادامه مطلب
  • در تمام عمر با تو زیسته ام

  • نیلوبلاگ

    و یک حقیقت ساده و البته تلخی که شخصا به آن رسیده ام این است،خاطراتی که ما از آدم ها داریم، بسیار بیشتر از حضور واقعی آنهاست در زندگی ما!یک دیگ گذاشته ایم وسط و او را انداخته ایم درون دیگسپس هر چه با ا...

    ادامه مطلب
  • هر وقت دیدی تاخیر افتاد، پشت در بایست!

  • نیلوبلاگ

    من دم در ایستاده بودم نه در را میزدم و نه میرفتم. گفت خوب کاری کردی. راه همین است. هر وقت دیدی تاخیر افتاد پشت در بایست. مبادا در را بزنی. در را نزنید و دور هم نروید. مبادا ول کنی بروی و بگویی چیزی...

    ادامه مطلب
  • من چه گویم که غریب است دلم در وطنم

  • نیلوبلاگ

    پیشِ سازِ تو من از سِحر سخن دم نزنمکه زبانی چو بیان تو ندارد سخنم ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راستتا من از راز سپهرت گرهی باز کنم صبر کن ای دل غمدیده که چون پیر حزینعاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنم چه غریبانه تو با یاد وطن می نالیمن چه گویم که غریب است دلم در وطنمشعر من با مدد ساز تو آوازی داشتکی بود باز که شوری به چمن در فکنمهمه مرغان هم آواز پراکنده شدن...

    ادامه مطلب
  • مواضع صریح ما در برابر فیلترینگ!

  • نیلوبلاگ

    اگرچه طولانیست، اما اگر اهل تعصبات کورکورانه نیستید و منطقی فکر می کنید با حوصله بخوانید. لطفا!از اونجایی که شاهد بودیم خیلی از مردم از جمله بی تاثیر ترینشون در منفعت ملی (مثلا حسن روحانی!) اومدن مواضع صریحشون رو بیان کردن، منم وظیفه خود دونستم که از این کارا بکنم!سالها پیش که واتس آپ به وجود اومد، استفاده ازش در چین داشت فراگیر میشد که دولت چین فیلترش کرد. ...

    ادامه مطلب
  • بی تو نام دگرم دلتنگیست

  • نیلوبلاگ

    اگر مرا دوست داری به من بگو. اگر دلتنگم هستی، دلتنگی ات را با دو قطره اشک یا کلامی لرزان به من بفهمان. یا اصلا بگو. بگو دلتنگم هستی. تو به من بگو دوستم داری و بعد برو آن سوی کره زمین و دیگر نیا! اصلا هر کجا دوست داری برو. فقط اگر هنوز هم احساسی در سینه ات هست، از من دریغش مکن.عزیز من! تو نمیدانی بی حاصلی چقدر سخت است. تو نمیدانی درخت بی ثمر نشاندن یعنی چه! ب...

    ادامه مطلب
  • بی من تو در کجای جهانی که نیستی؟

  • نیلوبلاگ

    حالم بد است مثل زمانی که نیستی!دردا که تو همیشه همانی که نیستی! وقتی که مانده ای نگرانی که مانده ایوقتی که نیستی نگرانی که نیستی! عاشق که می شوی نگران خودت نباشعشق آنچه هستی است نه آنی که نیستی! با عشق هر کجا بروی حی و حاضریدربند این خیال نمانی که نیستی! تا چند من غزل بنویسم که هستی وتو با دلی گرفته بخوانی که نیستی! من بی تو در غریب ترین شهر عالممبی من تو در...

    ادامه مطلب
  • و در من دیوانه هاییست

  • نیلوبلاگ

    در من چندین دیوانه زندانی اند!دیوانه ای که بیشتر اوقات بغض میکنددیوانه ای که به بودنت دلخوش استدیوانه ای که نمیداند تو رفته ایدیوانه ای که دوستت دارددیوانه ای که یک عالم از تو گله دارددیوانه ای که می نویسد، برای کسی که نمی خواند!دیوانه ای برای وقت خوابیدنکه در خواب ها به دنبال تو بچرخددیوانه ای برای صبح هاکه گوشه گوشه خانه را به دنبالت بگردددیوانه ای برای وق...

    ادامه مطلب
  • در من هنوز لبخندی هست

  • نیلوبلاگ

    آلبومی قدیمی ام،در زیرزمین خانه ای کلنگیکه واحدهایش را پیش فروش کرده اند.در انتظار دستی جامانده در اعماقمکه آجرها نمی گذارندخاطره ای فروریخته را ورق بزندنجاتم بده!در منهنوز لبخندی هستکه می تواند چیزی یادت بیاورد#لیلا_کردبچه...

    ادامه مطلب
  • آن قدر ترا نفس می کشم تا پیدایت کنم

  • نیلوبلاگ

    تو را در کدام خاطره جا گذاشتمدر کدام کنج دلم پنهانت کردمکه پیدایت نمی کنمحتی در این شبکه بی تابمگیسوانت را نفس بکشمبیا دوباره به همان خانه برگردیمکه چراغش را روشن گذاشتیمو پنجره اش باز بودرو به بهارنارنج همان اتاقکه تو را در آن شناختمتا خودم را فرامو...

    ادامه مطلب
  • دانه ی دیوانگی را در دلم پاشید و رفت

  • نیلوبلاگ

    روز اول بی هوا قلب مرا دزدید و رفتروز دوم آمد و اسم مرا پرسید و رفتروز سوم آخ! خالی هم کنار لب گذاشتدانه ی دیوانگی را در دلم پاشید و رفتروز چارم دانه اش گل داد و او با زیرکیآن غزل را از لبم نه از نگاهم چید و رفتبا لباس قهوه ای آن روز فالم را گرفتخویش را در چشمهای بیقرارم دید و رفتفیل را هم این بلا ا...

    ادامه مطلب
  • جان فدا در رهِ جانانه ی عشقیم هنوز

  • نیلوبلاگ

    از نظر من؛بزدل ترین مرد کسیه که عشقو توی یه زن پیدا کنه، بیدارش کنه، ولی نخواد کنارش باشهنخواد دل بده به دلتنگیاشنخواد شونه بشه واسه درداشنخواد بمونه پای عشق و عاشقی کردناشیادت باشه یه مرد هرگز پا پس نمیکشهمشکلات هست، درد هست، این روزا چیزی که زیاده، مشکلاته!اما تا روی دل عزیزترین فرد زندگیت غیرت ند...

    ادامه مطلب
  • درد و دل کردن، مثل جار زدن نقطه ضعفه

  • نیلوبلاگ

    توی زندگی، آدما با خیلیا حرف میزنن، اما با همشون درد و دل نمیکن.درد و دل کردن، مثل جار زدن نقطه ضعفه. عین این میمونه که خودت رو در برابر یکی دیگه خلع سلاح کنی. حالا دیگه آدم بیدفاع با یه تلنگر زمین میخوره.واقعیت اینه که همهی حرفا رو نباید گفت، همهی اشکا رو نباید ریخت، اما کسی که تا پای درد و ...

    ادامه مطلب
  • ماهی! نمیر... باش که دریا بیاورم!

  • نیلوبلاگ

    حالم بد است مثل عقابی که پیر شدیا کفتری که زخمیِ پروازِ تیر شدابری قرار بود از اینجا گذر کندپیمان شکست باد و نصیبم کویر شدتا آهِ آخرین نفس، آهو امید داشتوقتی به چنگِ تیز پلنگی اسیر شدرودم، که در تقابل با رسم آبشاردر عینِ سربلندی خود، سربه زیر شدبازیچهی قمار و غرور و شراب و شعرعاشق که شد به حکم دلش ...

    ادامه مطلب
  • آنها که بی کسند به یک در زدن خوشند

  • نیلوبلاگ

    آن شاعران که از تو به توصیف تن خوشندکورند آنقدر که به یک پیرهن خوشندزیبایی ات وسیع تر از حد وصف ماستبدبخت مردمی که به اشعار من خوشند!دلخوش به خندههای منِ خیره سر نباشدیوانه ها به لطف خدا، غالباً خوشند!مو وا کن و ببین که در این شهر ، عده ایبا آن کمند گرم به هم ریختن خوشندگاهی مرا نگاه کنی رد شوی بس استآنها که بی کسند به یک در زدن خوشند#حسین_زحمتکشاز کتاب #از_عشق_برگشته ...

    ادامه مطلب