پرچم عشق همین گوشه پیراهن توست

متن مرتبط با «با این خدا زندگی کن پناهیان» در سایت پرچم عشق همین گوشه پیراهن توست نوشته شده است

میدونستی خیلی باشرفی؟

  • نیلوبلاگ

    فلسطین این روزا سنگ محک خوبی شده برای شناخت بی شرف از با شرف! کسانی که تا دیروز سنگ مظلوم رو به سینه میزدن، گویا براشون فرقی هست بین انسان با انسان! مردم اوکراین انسانن ولی مردم فلسطین نه! مردم اوکراین حق دفاع و پس گرفتن حق خودشونو دارن که تمام دنیا و علی الخصوص ایران باید بهشون کمک کنه ولی برای مردم فلسطین همچنین حقی وجود نداره! و اون موقع تازه ازشون میشنوی که نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران! البته اینم فقط حرف گزافی بیش نیست چون همینها در بزنگاه های حساس نشون دادن که حاضر نیستن حتی یه دلار بخاطر کشورشون ضرر بدن! اون موقعست که ازشون میشنوی 85 میلیون ایرانی میخوان اصلا نباشن اگه خم به ابروی پسرم بیاد! اولاش که همشون به نوار غزه میگفتن نوار بهداشتی و ریشخند میکردن و توی دلشون قند آب می...

    ادامه مطلب
  • و روزی غرق خواهی شد در این راه پر از تسلیم!

  • نیلوبلاگ

    آدما معمولا فکر میکنن که نقاط عطف زندگیشون اونجاهاییه که تصمیم های سرنوشت ساز میگیرن. فکر میکنن اونجاهایی که بین یه دو راهی مهم قرار میگیرن، تصمیمی که گرفته میشه، خیلی مهمه و بود و نبود زندگیشون به اون تصمیم بستگی داره و خیلی دقت میکنن تا درست انتخاب کنن. اما غافل از اینکه اینجوری نیست!تصمیم های سرنوشت ساز رو همون موقعی میگیریم، که اصلا برامون مهم نیست. همون موقعی که دو راهی رو حس نمیکنیم یا نمیبینیم. همون لحظاتی که به سادگی از کنارشون عبور میکنیم. بعد خودمون رو گول می زنیم و فکر میکنیم اینجا جای تصمیم گرفتن نیست. چون تصمیم رو نمیبینیم!همون موقعی که باید گوشی رو بزاری کنار و روی پروژه ات تمرکز کنی. همون موقعی که باید شیرینی دومت رو نخوری و به فکر قند خون و اضافه وزنت باشی. همون موقعی که باشگ...

    ادامه مطلب
  • به این سادگی ها نیست!

  • نیلوبلاگ

    گاهی لازمه یه عمر بگذره تا قلق زندگی کردن دستت بیاد، بعد بیای از اول شروع کنی و زندگی رو با علم به دست اومده ات زندگی کنی! اما این یه عیب بزرگ داره، اونم اینه که ما فقط یه بار زنده ایم! چقدر از حرفا رو نگفتیم، چون احساس میکردیم گفتنش سخته، ناممکنه، پر از احتمالات مختلفه! چه کارهایی که باید انجام میدادیم اما ندادیم چون احساس میکردیم شکست میخوریم، نمی رسیم، نمی تونیم!من دارم کم کم از ترسام عبور میکنم. حرفایی رو زدم که می ترسیدم از گفتنشون. میترسیدم قضاوت بشم، شکست بخورم، بهم بخندن، دستم بندازن، یا شاید عیبه، زشته! اما.... بعد از گفتنشون، انگار یه کوه رو از روی دوشم برداشتن! راحت شدم. انگار یه بغض گلوگیری رو بعد از سالها قورت داده باشم و تماااااام...چی شد؟ دارم زدن، تیربارانم کردن، کشتنم؟ نه......

    ادامه مطلب
  • وقتی ازش استفاده نکنی، دیگه چه فرقی میکنه شکسته یا سالم؟!

  • نیلوبلاگ

    وقتی کسی رو دوست داری که اونم دوستت داره، شبیه اینه که دو نفر یه کش رو از دو سر بکشن. حالا خدا نکنه یه طرف کم بیاره و اون کش رو رها کنه. طرف مقابل سیاه و کبود میشه اما همش فقط این نیست! چون یه بار سیاه و کبود شده، دیگه ترسیده. دیگه ریسک کشیدن اون کش رو به جونش نمیخره. سخت بها میده به احساسش و رها میکنه و میره. سرشو میندازه پایین و به کسی کاری نداره. چه بسا منتظره کسی بیاد و بهش پیله کنه و از انزوا درش بیاره. راستش وقتی طرف مقابلت هم مثل تو سفت و سخت داره کش رو میکشه، این بازی ارزش ادامه دادن رو داره. ولی وقتی شل گرفته و هر لحظه ممکنه از دستش دربره، میترسی و چون قبلا این بلا سرت اومده، تو هم شل میکنی تا مبادا دوباره سیاه و کبود بشی. راستشو بخوای هیچ چیزی مثل بار اول ارزش امتحان کردن رو ن...

    ادامه مطلب
  • تو که با منی همیشه، چه "تری" چه "لن ترانی"

  • نیلوبلاگ

    هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانیکه ببرد رخت ما را همه دزد شب نهانیبزن آب سرد بر رو بجه و بکن علالاکه ز خوابناکی تو همه سود شد زیانیکه چراغ دزد باشد شب و خواب پاسبانانبه دمی چراغشان را ز چه رو نمینشانیبگذار کاهلی را چو ستاره شبروی کنز زمینیان چه ترسی که سوار آسمانیدو سه عوعو سگانه نزند ره سوارانچه برد ز شیر شرزه سگ و گاو کاهدانیسگ خشم و گاو شهوت چه زنند پیش شیریکه به بیشه حقایق بدرد صف عیانینه دو قطره آب بودی که سفینهای و نوحیبه میان موج طوفان چپ و راست میدوانیچو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهتبه فلک رسد کلاهت که سر همه سرانیچه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشدسفر درشت گردد چو بهشت جاودانیتو مگو که ارمغانی چه برم پی نشانیکه بس است مهر و مه را رخ خویش ارمغانیتو اگر روی و گر نی بدود سعادت توهمه کا...

    ادامه مطلب
  • در کار جنون لیکن، مشهور بیابانم

  • نیلوبلاگ

    من هیچ نمی دانم، من هیچ نمی خوانمغیر از تو نمی خوانم، غیر از تو نمی دانمبشناسدم أر گلبن، بلبل که خیال توگل ریخته تا دامن، از چاک گریبانمبا یاد تو در صحرا، درد دل خود گفتماز عشق تو ای جانم با سنگ و خس ای جانماین سکته ی شعر من، عمدی ست که می دانمآری سخن از عشق است، بیدل من نالانمگر پرده فرو افتد، پندار نخواهد ماندچون روز همه بینند در بندم و بریانم در فن هنر هر چند، گمنام ده و شهرمدر کار جنون لیکن، مشهور بیابانمای سرو گل اندامم، ای رایحه ی جانمگفتم که به کوی تو دلباخته می مانمهر دم به سرم دارم تا وصف تو را گویموصف تو چه سان ای جان؟ وین ذهن پریشانم! وصف تو به سر پختن، هرگز نتوان گفتن!وصف تو ز دل باید، هم سینه ی سوزانمهر بیت غزل یکسو، افتاد «خراباتی»بنگر دل شیدا را، اشک و لب خندانم محمدکریم نقده ...

    ادامه مطلب
  • تعجیل کن به خاطر ما ناشکیب ها

  • نیلوبلاگ

    ای پاسخ گرامی امّن یجیب هاتعجیل کن به خاطر ما ناشکیب هاچشم جهان به چشمه ی دستان سبز توستجاری شو از ورای فراز و نشیب هاتکلیف انتقام شهیدان به دوش کیست؟خون مسیح مانده به روی صلیب ها!برخیز و بزم شب زدگان را به هم بزنای آشنا به ندبه و اشک غریب هاتعجیل کن به خاطر صدها هزار چشمای پاسخ گرامی امن یجیب ها#نغمه_مستشار_نظامی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • کولی کنار آتش رقص شبانهات کو؟

  • نیلوبلاگ

    رفت آن سوار کولی، با خود تو را نبردهشب مانده است و با شب، تاریکی فشردهکولی کنار آتش رقص شبانهات کو؟شادی چرا رمیده؟ آتش چرا فسرده؟خاموش مانده اینک، خاموش تا همیشهچشم سیاه چادر، با این چراغ مردهرفت آنکه پیش پایش، دریا ستاره کردیچشمان مهربانش، یک قطره ناستردهدر گیسوی تو نشکفت، آن بوسه لحظهلحظهاین شب نداشت ــ آری ــ الماس خردهخردهبازیکنان ز گویی، خون میفشاند و میگفتروزی سیاهچشمی، سرخی به ما سپردهمیرفت و گرد راهش، از دود آه تیرهنیلوفرانه در باد، پیچیده تاب خوردهسودای همرهی را، گیسو به باد دادیرفت آن سوار با خود، یک تار مو نبرده#سیمین_بهبهانی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • چو هم پرواز خورشیدی مکن از سوختن پروا

  • نیلوبلاگ

    نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان داردچه خواهش ها درین خاموشیِ گویاست نشنیدی؟تو هم چیزی بگو چشم و دلت گوش و زبان داردبیا تا آنچه از دل می رسد بر دیده بنشانیمزبانبازی به حرف و صوت معنی را زیان داردچو هم پرواز'>پرواز خورشیدی مکن از سوختن پرواکه جفت جان ما در باغ آتش آشیان داردالا ای آتشین پیکر! برآی از خاک و خاکسترخوشا آن مرغ بالاپر که بال کهکشان داردزمان فرسود دیدم هرچه از عهد ازل دیدمزهی این عشق عاشق کش که عهد بی زمان داردببین داس بلا ای دل مشو زین داستان غافلکه دست غارت باغ است و قصد ارغوان دارددرونها شرحه شرحه ست از دم و داغ جداییهابیا از بانگ نی بشنو که شرحی خون فشان دارددهان (سایه) میبندند و باز از عشوهٔ عشقتخروش جان او آوازه در گوش جهان دارد#امیر_...

    ادامه مطلب
  • و خداوند برای تماشای تو مرا آفرید

  • نیلوبلاگ

    1)تنهاییکلید خانه را داردهر وقت نیستیبه سراغم می آید. 2) دلتنگی شبیه تو نیستگاه و بیگاه در میزندهر جا دلش خواست مینشیندو با حسادت عجیبیدرباره تو حرف میزند...3) پرندگان از این دشت رفته اندتنها یکی ماندهخیال تو! 4) مرا «دنیا» صدا کن!در منهزار تولد ناتمام استبی شمارراه نرفته ...5) و خداوندبرا...

    ادامه مطلب
  • این چشم بسته ، بستر باران نمی شود

  • نیلوبلاگ

    چهارشنبه, ۳۱ فروردين ۱۴۰۱، ۰۷:۰۲ ق.ظ حصار آسمان با اضطراب ، رفتنت آسان نمی شودراحت برو نترس زمستان نمی شودتا چشم بسته ام تو برو ، قول می دهماین چشم بسته ، بستر باران نمی شودطوری خراب گشته دل من که بیش از این با صد هزار زلزله ویران نمی شوداین قلب خسته در تب انبوه خاطرات بی تو حریف غربت تهران نمی شو...

    ادامه مطلب
  • ملت عشق یا ملت بی بند و باری؟

  • نیلوبلاگ

    مدتها بود که از غریب و آشنا، تعریف کتاب "ملت عشق " نوشته الیف شافاک را می شنیدم اما فرصت نمیشد سری به این کتاب بزنم تا ببینم آنچه می گویند درست است یا غلوّی است حیله گرانه. داستان اصلی کتاب حول شمس تبر...

    ادامه مطلب
  • در تمام عمر با تو زیسته ام

  • نیلوبلاگ

    و یک حقیقت ساده و البته تلخی که شخصا به آن رسیده ام این است،خاطراتی که ما از آدم ها داریم، بسیار بیشتر از حضور واقعی آنهاست در زندگی ما!یک دیگ گذاشته ایم وسط و او را انداخته ایم درون دیگسپس هر چه با ا...

    ادامه مطلب
  • هر وقت دیدی تاخیر افتاد، پشت در بایست!

  • نیلوبلاگ

    من دم در ایستاده بودم نه در را میزدم و نه میرفتم. گفت خوب کاری کردی. راه همین است. هر وقت دیدی تاخیر افتاد پشت در بایست. مبادا در را بزنی. در را نزنید و دور هم نروید. مبادا ول کنی بروی و بگویی چیزی...

    ادامه مطلب
  • هر چیزیو که توی آتیش گم کنی، توی خاکستر پیداش میکنی!

  • نیلوبلاگ

    وسط حرفام دیدم یهو کلافه شد. مثل اینکه توی حرفام یه خاطره قدیمی رو یادآوری کرده باشم. با یه حالت ناراحتی گفت میخوای بازم هوایی بشم؟گفتم چطور؟گفت: با یادآوری خاطرات قدیمی! مثل کسی که یه برگ برنده پیدا ...

    ادامه مطلب
  • زندگی

  • نیلوبلاگ

    سلاممتاسفانه مطلع شدم یکی از دوستان عزیزمون، چندین ماهه که از پیش ما رفته!آقا میثم، مدیر وبلاگ زندگی...گویا به علت بیماری...من که اصلا باورم نمیشه پ.ن 1: برای پدر و مادرش آرزوی صبر دارمپ.ن 2: شرمنده که مدتیه نیستم. جایی مشغول به کار شدم که وقت خالی برام نزاشته...

    ادامه مطلب
  • سرت را بالا بگیر

  • نیلوبلاگ

    رفت؛ نماند؛ نبود؛ ندیدرفت که رفتنماند که نماندنبود که نبودندید که ندیدخودت را در آینه نگاه کن!مرور کن هر روز رامرور کن از خود گذشتن هایت رامرور کن باورهایِ زیرِ پا لِه شده ات رامرور کن که چندین بار برایِ خندیدنش با بغض خندیدیمرور کن چندین بار راهی را رفتی که همیشه ترس و واهمه از آن داشتیمرور کن چندین خطِ قرمزِ خودت را برایِ او سبز کردیدیدی؟تو همه کار کرده ا...

    ادامه مطلب
  • بکن معاملهای وین دل شکسته بخر

  • نیلوبلاگ

    به جان خواجه و حق قدیم و عهد درستکه مونس دم صبحم دعای دولت توست سرشک من که ز طوفان نوح دست بردز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست بکن معاملهای وین دل شکسته بخرکه با شکستگی ارزد به صد هزار درست زبان مور به آصف دراز گشت و رواستکه خواجه خاتم جم یاوه کرد و بازنجست دلا طمع مبر از لطف بینهایت دوستچو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست به صدق کوش که خورشید زاید از نفستکه...

    ادامه مطلب
  • اشتراک چند فیلم با شما

  • نیلوبلاگ

    یه مدت نت رایگان داشتم. هر چی نرم افزار داشتم آپدیت کردم. یه 36 تا فیلم هم دانلود نمودم! حالا فکر کردم چنتا از اون فیلما که خوب بوه رو اینجا معرفی کنم. چون زیاد اهل فیلم دیدن نیستم شاید خیلیاشونو شما دیده باشین.فیلم ها رو به ترتیب زیبایی (از نظر خودم) قرار دادم.برای مشخصات بیشتر روشون کلیک کنید: The Last Samurai 2003 (آخرین سامورایی - بارها پخش شده)7.8 ...

    ادامه مطلب
  • کاج اگر می کاشتم شاید خزانم این نبود

  • نیلوبلاگ

    گر تو از من دل نمی کندی جهانم این نبودیا اگر بود انتهای داستانم این نبودابرهای تیره چشم انداز صبح من شده استآفتابم مانده بودی، آسمانم این نبودرنگ و بوی گل مرا از فکر فردا دور کردکاج اگر می کاشتم شاید خزانم این نبوددر غمت می سوزم و تنها صبوری می کنمکاش در دنیا خدایا امتحانم این نبود"دل بریدن گاه تنها راه عاشق ماندن است"بی وفا پیش از تو حرف "دوستانم" این...

    ادامه مطلب