دل به دریای هر چه باداباد
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 8:23
چشم وا کردم از تو بنویسملای در باز و باد می آمداز مسیری که رفته بودی داشتموجی از انجماد می آمد زندگی از دروغ تا سوگندخسته از زیر و روی و رودرروزیر صورت، هزارها صورتخسته از چهره های تودرتو بی گناه از شکنجه ها زخمیپشتِ هم اتهام ها خوردنهق هق از درد و اَلکَن از گفتنانتهای کلام را خوردن غرقه در موج ه
در کنار کسی که نیست زندگی میکنم ...
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 8:23
دستهایم را دور خودم حلقه زدم، حس میکردم بعد از مدتها خودم را میبینم. سرد بودم، خیلی سرد. انگار سالها کسی از من بیرون رفته باشد.مادربزرگ همیشه میگفت: «ناشکر نباش، ممکن بود اتفاق بدتری بیفتد».راست میگفت. از این بدتر هم میتوانست اتفاق بیفتد. مثلا اینکه هیچوقت نمیآمدی. مثلا اینکه هرگز نمیدیدمت
سخنی با کنکوری های عزیز
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 8:23
با آرزوی موفقیت برای تمام پشت کنکوریهایی که این روزا حسابی سرگرم درس و تلاش هستن، میخواستم مسئله ای رو مطرح کنم که مربوط به آینده همه شما میشه. ابتدا قسمتی از متن کتاب عظمت خود را دریابید، نوشته دکتر وین دایر، روانشناس، فیلسوف و دانشمند آمریکایی رو عینا براتون درج میکنم: « آینده نگری را به یک دام م
ره کجا… ؟ منزل کجا… ؟ مقصود چیست؟
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 8:23
بعد از آن دیوانگی ها ای دریغباورم ناید که عاشق گشته امگوئیا «او» مرده در من کاینچنینخسته و خاموش و باطل گشته ام هر دم از آئینه می پرسم ملولچیستم دیگر، بچشمت چیستم؟لیک در آئینه می بینم که، وایسایه ای هم زانچه بودم نیستم همچو آن رقاصه هندو به نازپای می کوبم ولی بر گور خویشوه که با صد حسرت این ویرانه ر
هوای مملکتِ عاشقان سیاسی نیست
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 8:23
رسیدهام به خدایی که اقتباسی نیستشریعتی که در آن حکمها قیاسی نیست خدا کسیست که باید به دیدنش برویمخدا کسی که از آن سخت میهراسی نیست فقط به فکرِ خودت باش، ای دلِ عاشقکه خودشناسیِ تو جز خداشناسی نیست به عیبپوشی و بخشایشِ خدا سوگندخطانکردنِ ما غیرِ ناسپاسی نیست دل از سیاستِ اهلِ ریا بکن، خود باشهوای ممل...
اگر در توانم بود ...
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 21:26
اگر در توانم بود یقینا وسیله ای میساختم به نام "ترازوی عشق"که میزانِ علاقه ی هر فرد به فرد مورد نظر را نشان دهد!من معتقدم که هر انسانی لیاقتِ عشقی حقیقی را دارد و کسی که بی عشق زندگی میکند زندگی را به کل باخته است!شاید ترازوی عشق کمکی میکرد به تمام آدم هایی که سالهاست با کسی سرشان را روی یک بالشت می
خداوندا به من بفهمان ...
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 21:26
خداوندا به من بفهمان؛که من لیاقت آنکه برای بندگانت، لیاقت تعیین کنم را ندارم!پس من به اندازه آنچه که تو میپسندی، خوب هستم و به اندازه آنچه که تو دوست داری، بزرگوارانه رفتار خواهم کرد!نه به اندازه لیاقت موهوم و خیالی ای که از بندگانت در ذهن ساخته ام!خداوندا به من بفهمان؛هر عملی از جانب بندگانت، می تو
آدم کسی رو که دوست داره، امتحان نمیکنه!
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 21:26
اینو به یاد داشته باشآدم کسی رو که دوست داره، امتحان نمیکنه!همه آدما نقاط تیره دارنهمه آدما یه چیز مخفی تو زندگیشون هست که از همه مخفیش کردنبه قول حاج اسماعیل دولابی؛حتی اگه پاک ترین باغچه ها رو هم بیل بزنی، حداقل یه کرم توش پیدا میکنی!خودت هم از این قاعده مستثنا نیستی!پس اگه دوستش داری، هرگز امتحان
از دست دارم میروم، اصلا حواست نیست!
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 21:26
افتادهام در ابتدای کوچهای بن بستاز دست دارم میروم، اصلا حواست هست!؟بیرون زدم از خاطراتت برف میآمدمن گریه کردم آخر این قصه را بایدبعد از تو فکر روزهای آخرم باشمبعد از تو فکر ضجههای دفترم باشمبعد از تو چشمم دفترم را آبیاری کردبعد از تو تهران پابهپایم بی قراری کردبعد از تو راهی از جهنم رو به من و
چه غمبار، وقتی نمی دانی ...
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 21:26
تنها نگرانِ این بودمکه به جستجوی تودر دورترین کوچه ی دنیا به خانه ات برسمو تو به جستجویم رفته باشی چه غمباروقتی نمی دانیگم کرده اییا گم شده ای؟ #معین_دهاز
دو برش از شازده کوچولو
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 21:26
شازده کوچولو گفت:بعضی کارابعضی حرفابدجور دل آدمو آشوب میکنهگل گفت مث چی؟شازده کوچولو گفت:مث وقتی کهمیدونیدلم برات بیقرارهو کاری نمیکنی...#آنتوان_دوسنت_اگزوپریبرگرفته از کتاب #شازده_کوچولو پس سیاره هفتم زمین شد.زمین از این سیاره های معمولی نیست!سیاره ای است با صد و یازده شاه و هفت هزار جغرافی دان
اینو فقط تو باید بخونی (رمزش اسم پدرته به لاتین)
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 21:26
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
و موسیقی همچنان ادامه دارد ...
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 21:26
من خودم را در معرض چیز وحشتناکی به اسم صندلیهای موسیقایی قرار دادم، یک بازی بیمروت دیگر. یک صندلی کم است و وقتی موسیقی قطع میشود باید بدوی تا بتوانی بنشینی. درسهای زندگی در مهمانی بچهها تمامی ندارند. عربدهی موسیقی بلند است. نمیدانی کی قرار است قطع شود. تمام مدتِ بازی دلهره داری و فشار غیرقابل
بغض یعنی ...
-
تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 21:26
#بغض ؛تنها کتابی است کهسنگین ترین جملات را در آن نگاشته انداما نباید آنرا گشود!باید آنرا فهمید، بدون ورق زدن!آن هنگام که هیچ کلامی ؛#هیچ کلامی قادر به توصیف آنچه در جریان است، نیست! #بغض ؛سنگ است!سنگی که باید تراشیدتا از پی خطوط آن ،نقش درد را پیدا کرد #بغض ؛یعنی پر از حرفماما هر چه می گردمهیچ چیز
پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است!
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 6:59
پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده استپشت سر هر آنچه که دوستش می داریو تو برای این که معشوقت را از دست ندهیبهتر است بالاتر را نگاه نکنیزیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتدو او آنقدر بزرگ استکه هر چیز پیش او کوچک جلوه می کندپشت سر هر معشوق، خدا ایستاده استاگر عشقت ساده است و کوچک و معمولیاگر عشقت گذراست و تفننی
من بی تو، منتظر ترین آدم دنیام ...
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 16:52
اول از همه سلام؛دوم از همه معذرت به خاطر سوت و کور بودن حصار آسمانسوم از همه بازم معذرت بخاطر نظر های لطفی که بی جواب مونده!حقیقت اینه که توی یکی دو ماه گذشته، به شدت کار سرم ریخته بود. بیشترین تعداد واحد رو برداشتم و بیشترش هم عملی! اکثر اوقات دانشگاه بودم و وقتایی هم که خونه بودم، مجبور بودم رو چن
مراد از تمام جملاتم همین بود
-
تاریخ: 1396/2/17 ساعت: 18:46
نه تو را از مننه مرا ز تو می توان گرفتمگر می شود بوی عطر را از گل گرفت؟مگر می شود طراوت را از باران گرفت؟اگر هم بشود، دیگر هیچ کدام تعریف نخواهند شدگل را با عطرش می شناسند و باران را با طراوتش ...و من را با تومگر جز تو، کس دیگری مقصد و مقصود رازهای م
راز من هستی و من هم نگهت میدارم
-
تاریخ: 1396/2/6 ساعت: 14:16
دیگه برام مهم نیست این وسط مقصر کیه. دنبال مقصر گشتن از اول هم اشتباه بود. بدون شک کسی این وسط بی تقصیر نیست. فقط میمونه اینکه تقصیر کی بیشتر بود. که اون هم به دلیل اینکه نمیتونم همه مسائل رو بدونم، پس نمیتونم در این مورد هم چیز قابل قبول و عادلانه ای بگم. این مسئله دیگه برام حائز اهمیت نیست. فقط دل...
ای کاش میفهمیدی ...
-
تاریخ: 1396/2/6 ساعت: 14:16
من به بیرحمی «اتفاق» معتقدم. به اینکه وقتی میفته، میخواد زندگیت رو زیر و رو کنه. وگرنه من که یک عمر، خودم بودم و خودم. تو یادت نمیاد، من غروبا مینشستم پشت همین پنجره، دستم رو میذاشتم زیر چونم و آدمایی رو نگاه میکردم که بود و نبودشون برام فرقی نمیکرد.تو خبر نداری، من همینجا با هر لبی که به لیوان چایی...
سال نو یعنی تو ...
-
تاریخ: 1396/1/1 ساعت: 21:48
الهیبه تقدس تمام لحظات تنهایی به مهربانی تمام شاخه های گل رزبه خوشرنگی تمامی خوشه های ارکیدهبه شکوه حضور عشق در قلبهامانبه تازگی و طراوت همین ساعتبه تمام ساعات پاک عاشقیبه تک تک قطرات اشکم عزیزم را در پناه خود دارو او را چنان که خود دانی، محافظت بفرماسلامتی را به تن و روحشعشق را به زندگیشمهربانی را